تبليغاتX
سر نی از ناله من دور نیست

خودمانیم٬ جلسه مثنوی خوانی روز جمعه در ساعت ۱۰ صبح در منزل ما تشکیل شد و به خاطر نیامدن ناگهانی مریم که قرار بود ماجرای طوطی و بازرگان را پی گیرد به یک جلسه نیمه ادبی نیمه تخصصی نیمه خودمانی و خیلی نیمه های دیگر تبدیل شد. درباره رمان نویسی در ایران صحبت کردیم و همه چیز از وبلاگ محسن شروع شد که غم زده و تاریک می نویسد. بعد بحث از حوزه داستان نویسی و رمان سر برآورد و نزدیک به دو ساعت طول کشید. بحث خوبی بود٬ تبادل نظر  خوبی هم بود. از فکر هم آگاه شدیم و فکر می کنم اطلاعات خوبی به دست آوردم. توقع نداشته باشید که بتوانم بحث روز جمعه را جمعبندی کنم و اینجا بیاورم. ناسلامتی اینجا پایگاه مثنوی خوانی است. انشاءالله مریم جلسه بعد دو تا یکی می کند و بحث این طوطی سرگردان را پایان می دهد والا معلوم نیست به چه حوزه های دیگری سرک بکشیم و اظهار فضل نمائیم.

+ نوشته شده در  شنبه 24 تیر1385ساعت 17:35  توسط گروه دوستان  | 

گزارش جلسه جمعه مورخ 09/04/85

زمان: 10 صبح  الي 12:30

مكان: منزل نسيم و بهزاد

 

حاضرين: نسيم-مهرناز-مريم-فاطمه-محسن-پيمان و بهزاد

غايبين:فضه و مصطفي

 

موضوع جلسه:

ادامه داستان طوطي و بازرگان [از تفسير قول فريد الدين عطار.....تا ابتداي بازگفتن بازرگان با طوطي... ابيات 1606 الي 1652طبق نسخه قونيه به تصحيح دكتر سروش]

 

ارائه كننده:

مريم

 

متن گزارش:

1-     ابتدا مريم با استفاده از كتاب آيين هندو و عرفان اسلامي نوشته داريوش شايگان درباره موضوع فنا صحبت كرد و فنا را بعد از مراحل محو و طمس در سومين و بالاترين مرحله عرفاني قرار داد. فنا يعني عارف در زنده بودن مي ميرد. (البته زياد بود من كوتاهش كردم)

2-     بعد مريم وارد تفسير و توضيح قسمت از تفسير قول فريد الدين عطار شد كه مبحثي است درباره آداب عرفان و ترك لذات  و به طور كلي  درباره تفاوت هاي ميان انسان كامل و انسان طالب سخن مي گويد. مولوي در اين مبحث انسان طالب را به كوشش در وادي عرفان فرا مي خواند و او را از انجام افعال انسان كامل تا قبل از رسيدن به تكامل نهي مي كند. در اينجا مريم با استفاده از تفسير فروزانفر به فرقه هاي مختلف صوفيانه كه انسان كامل را تعريف كرده اند پرداخت و به فرقه اباحيه كه انسان كامل را بري از انجام تكاليف عبادي و شرعي مي دانند اشاره كرد. [پيمان در اين قسمت بحث تاريخي فرقه اسماعيليه را به عنوان شاهدي براي فرقه اباحيه مطرح كرد كه در برخي زمان ها به اباحيگري روي مي آورده اند. ]

3-     بر سر تفسير مصرع دوم بيت هر چه گيرد علتي علت شود/كفر گيرد كاملي ملت شود بحث مفصلي درگرفت ميان محسن و پيمان. پيمان اعتقاد داشت كه وحي به انسان كامل ابلاغ مي شود و اين رفتار انسان كامل است كه مسير دين را تعيين مي كند. در اينجا موضع وحي و نزول آن به تفصيل مورد بحث ميان بچه ها قرار گرفت. محسن در دنباله اين قضيه اعتقاد داشت كه لغزش در يك محدوده فكري انسان را از آن محدوده خارج نمي كند . براي مثال : اگر كسي بگويد به خدا اعتقاد ندارم چون از خدا سخني به ميان آورده و وجود او را به رسميت شناخته پس حرجي به او نيست كه خدا را قبول نداشته باشد. پيمان  و بهزاد،  محسن را به خاطر اين مسئله به چالش كشيدند. محسن معتقد بود كه شباهت يك انسان پوچ گرا به يك انسان عارف بسيار بالاست چون هر دو به سرگشتگي رسيده اند. مهر ناز اعتقاد داشت اگرچه ممكن است شباهت هايي وجود داشته باشد اما عارف داراي آرامشي است كه مطمئناً يك پوچ گرا ندارد. 

4-     مريم سپس وارد تفسير و توضيح تعظيم ساحران مر موسي را.....اول تو اندازي عصا شد. در اينجا مولانا به شكلي بسيار جاب و البته غير قراني علت حفظ دين ساحران حفظ ادب در برابر موسي و تعارف اوليه اي مي داند كه به موسي كردند. قطع شدن پاها و دست هايشان را هم به دليل مري [ستيزه] كردن با موسي مي داند. در ادامه تاكيد مولوي بر شنيدن مريد در برابر مراد بحث جدلي ديگري را به ميان انداخت كه به هر حال جمع شد.  بحث را محسن با اين سوال آغاز كرد كه مگر مي شود تنها گوش داد و هيچ نگفت ؟ پس تكليف خلاقيت انسان چه مي شود؟ پيمان اعتقاد داشت در وادي عرفان بحث از خلاقيت مطرح نيست. مريد بايد چند وقتي را به مراد گوش بسپارد همچنانكه مولانا گفته كه نوزاد تا مدتي خاموش است  و با استفاده از قوه شنيداري قادر به سخن گفتن مي شود. مهر ناز موضوع شنيدن را از منظر روان شناسي جديد بررسي كوتاهي كرد و گفت در بحث زبان آموزي كودكان دو عقيده مطرح است: عده اي اعتقاد به شنيدن دارند و عده اي مانند نوام چامسكي ، قوه  سخن گويي را نوعي فعاليت ذهني مستقل مي دانند. پيمان در پاسخ به نظر چامسكي اعتقاد داشت اين نظر درست است. اما اين به يك قدم عقب تر مربوط است. مهم قوه سخن گفتن است و اينكه يك انسان با آن قوه در جامعه تمرين مي كند مي شنود و سپس به زبان مردم آن جامعه صحبت مي كند. محسن اما بر بحث خود اصرار كرد كه گوش كردن خلاقيت را از ميان مي برد. پيمان اعتقاد داشت بايد گوش كرد چون ممكن است حرفي را كه مي خواهي بزني گفته شود.مثل [حضرت] محمد كه خدا به او مي گويد تا گوش كند و به اين ترتيب در سطح بالاتري از انسان هاي هم عصرش قرار مي گيرد. بهزاد هم اعتقاد داشت كه نگاه محسن به مسائل امروزي است. در چارچوب عرفاني  و بر طبق آداب عرفاني مريد بايد تا مدتي  و نه براي هميشه بشنود اما نگاه محسن امروزي است و فكر مي كند كه اين كار خلاقيت را مي كشد. محسن البته مثال مولوي در تشبيه مريد به نوزاد زبان نگشوده را هم زير سوال برد چون به اعتقاد او نوزاد نمي تواند سخن بگويد پس اينكه مي گويند گوش كند بايد گوش كند چون كار ديگري از او بر نمي آيد. بهزاد معتقد بود مريد تازه كار هم چيزي در وادي عرفان نمي تواند بگويد پس بهتر است خاموش باشد.

5-     در ادامه اين قسمت  و با تاكيد مولوي بر لقمه حلال اين بحث به صورت امروزي تر ميان بچه ها رد و بدل شد. عده اي به لقمه حلال اعتقاد داشتند و عده اي هم علي رغم ظاهر منطقي آن دو دل بودند و برخي مثل محسن مخالف بودند. محسن اعتقاد داشت معيار تعيين حرام و حلال چيست آن هم در جامعه پيچيده امروز ؟ اين سوال واقعا جوابي نداشت ! اما به اتفاق اين پذيرفته شد يا من فكر مي كنم پذيرفته شد كه لقمه حرام وضع طبيعي خود را بر انسان حتي به صورت نا آگاهانه خواهد گذاشت مثل سم كه ممكن است كسي به صورت نا آگاهانه  بخورد اما مسموم مي شود.

 

برنامه آينده :

 زمان  و مكان اطلاع داده مي شود. مريم قرار است داستان طوطي و بازرگان را پي بگيرد.        

+ نوشته شده در  جمعه 9 تیر1385ساعت 22:30  توسط گروه دوستان  | 

علی زحمت کشید و این وبلاگ را راه انداخت اما به حال خودش رها شد.  حیفم آمد حالا که او در سفر است و دسترسی هم به بچه ها ندارد و از سویی درباره جلسات هم اطلاع رسانی خوبی نمی شود٬ این وبلاگ هر چند وقت یکبار به روز نشود. از جمع مستان هم می خواهم که کمک کنند تا وبلاگ بهتر شود. در قدم اول تصمیم گرفته ام که بعد از هر جلسه گزارشی خلاصه از آن در وبلاگ گذاشته شود و برنامه جلسه بعد هم به اختصار بیاید. فکر می کنم اگر اخبار و عکسی هم از این طرف و آن طرف گیر بیاورید و برایم بفرستید ٬ وبلاگ بر و رویی خواهد گرفت.   

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 9:18  توسط گروه دوستان  |